شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

تسبیح دیجیتال
+ و باهار سبز شد و آسمان ابري.. و غنچه راز مشتش را به هواي باد باز کرد اگرچه شکست؛ ولي زيبا شد و لانه ها دوباره پر از جيک و جيک شدند و درخت را عروس کردندش.. توري ابر بر سرش گذاشتند و نقل باران به سرش ريختند و آب هاي سرد، يخ زده، دوباره به جوش آمدند و عشق بايد از اين غافله جا بماند؟ چرا تو نميجوشي؟چرا نميخواني؟چرا راز مشتت را نميگشايي و خود را عروس جيک جيک هايم نميکني؟ * و چرا باهار را سبک ميشماري؟ *
* O_o o_O O_O o_o * نوشته هاي تو رختخوابي O_o o_O O_O o_o
*ليلا*
+
mp3 player شوکر
عرشيا تکN
رتبه 92
1 برگزیده
397 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
vertical_align_top